تبلیغات
تندیس تنهایی - توی خواب و توی رؤیا...
 
تندیس تنهایی
هیچکس تنهاییم را حس نکرد...
یکشنبه 30 آبان 1389 :: نویسنده : رزا    

توی خواب و توی رؤیا رو دلم تو پا گذاشتی

اینجا تو بیداری اما ،دلمو تنها گذاشتی

اومدی با اسب بالدار ،تو شبای بی ستاره

اما پس چرا نگفتی که دلت دوسم نداره

اومدی قدم گذاشتی تو به آرومی کنارم

ولی افسوس وقتی صبح شد من دیدم تو رو ندارم

اومدی مثل یه خورشید ،با یه نور ارغوانی

اما بی تو تنها موندم تو بهار نوجوانی

اومدی مثل پرستو ،روی بوم من نشستی

دل من قفس نبود که پس چرا اونو شکستی

اومدی مثل کسی که می تونست ترانه باشه

واسه زنده بودن من ، بهترین بهانه باشه

اومدی مثل کسی که تا همیشه بهترینه

ولی افسوس که نموندی ، آخر قصه همینه





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره من

*تندیس تنهایی* پناهی برای نوشته های گاه گاه من ، از هر چیز و هر کجا،هر زمان و هر مکان،گاه دل نوشته های ادبی و گاه درد دل های روزانه ،دفتریست که از آبان 89 باز شده و تا هستم و سدی نیست گشوده خواهد بود.

مدیر وبلاگ : رزا
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :