تبلیغات
تندیس تنهایی - باران
 
تندیس تنهایی
هیچکس تنهاییم را حس نکرد...
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : رزا    

آسمان هم برای امام حسین خون گریه کرد...

چقدر تو این مدت دستهامونو به سوی آسمان بلند کردیم و از خدا خواستیم که باران ببارد،اما انگار آسمان هم با زمین قهر کرده بود...

محرم که از راه رسید آسمان لباس تیره بر تن کرد و امشب بالاخره بغضش شکسته شد.

قربون عظمت خدا برم که عرش رو هم عزادار امام حسین کرد...

*خدایا شکرت*

هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تورو می خواد

میگم به هر قطره بارون بگین به دیدنم بیاد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره من

*تندیس تنهایی* پناهی برای نوشته های گاه گاه من ، از هر چیز و هر کجا،هر زمان و هر مکان،گاه دل نوشته های ادبی و گاه درد دل های روزانه ،دفتریست که از آبان 89 باز شده و تا هستم و سدی نیست گشوده خواهد بود.

مدیر وبلاگ : رزا
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :